آیا مردم روزه نگيرند براى اينكه از نيروى كار كارگر كاسته مى شود؟
51 بازدید
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

حبيب بورقيبه (رئیس جمهور وقت تونس) مى گويد: مردم روزه  نگيرند براى اينكه از نيروى كار كارگر كاسته مى شود، كار در اسلام محترم است پس روزه  نگيريد براى اينكه بايد كار بكنيد؛ وقتى كه بشر بايد كار بكند پس هر چيزى كه از نيروى كار مى كاهد خوب نيست. نقطه مقابل اين سخن اين است: هرچيز كه نيروى كار را تقويت مى كند خوب است. مثلًا اگر فرض كنيم ويسكى و شراب نيروى كار را اضافه مى كند، پس كارگرها نبايد روزه  بگيرند و بايد روزى يك بطرى ويسكى بياشامند تا كار بكنند.

اولًا اين آدم حساب نكرده است آن اشخاصى كه روزه گرفتند ولى روزه واقعى، در همان حالى كه روزه گرفتند نيروى كارشان ده برابر روزه خورها بود. از نيروى روحى بشر غافل است. هركدام از ما در شرايطى كه الآن داريم و برنامه زندگى خودمان قرار داده ايم كه مثلًا بايد فلان مقدار نان بخوريم يا فلان مقدار غذاهاى ديگر بخوريم، اگر يك شبانه روز اين برنامه بهم بخورد ديگر قدرت راه رفتن نداريم و خيلى به زحمت راه مى رويم. ولى آيا قانون قطعى و غيرقابل تخلف زندگى بشر همين است؟ نه. ما الآن با اين برنامه كه زندگى مى كنيم، اين مقدار اسير غذا و اين شكم هستيم. بشر اگر برنامه زندگيش را عوض كند ممكن است طورى بشود كه نصف اين غذا را بخورد و دو برابر اين نيرو را به دست بياورد. ممكن است انسان در شبانه روز دوتا مغز بادام بخورد و به اندازه انسانى كه روزى يك كيلو غذا مى خورد نيرو داشته باشد. بشر اگر برگردد و مسيرش را عوض كند، حالت ديگرى پيدا مى كند و برنامه بكلى عوض مى شود.

اساساً يك فلسفه روزه اين است كه انسان را از نازپروردگى خارج مى كند. شما روزهاى اولى كه روزه مى گيريد چون ابتداى آن است كه مى خواهيد از قانون نازپروردگى خارج بشويد خيلى بى حال مى شويد، ضعف شما را مى گيرد. ولى روزهاى آخر ماه مى بينيد با روزهايى كه روزه نگرفته ايد هيچ فرقى نكرده ايد.

ثانياً مگر بشر فقط بايد كار بكند؟ مگر بشر يك ماشين است كه حداكثر استحصال را بايد از اين ماشين كرد؟ مگر حيوانِ باركش است؟ مگر بشر دل ندارد؟

مگر بشر روح ندارد؟ مگر بشر احتياج به تقوا ندارد؟ آيا بشر فقط احتياج به يك چيز دارد و آن كار است؟ ديگر احتياج به آدميت ندارد؟ احتياج به اينكه طبيعت سركش را رام كند ندارد؟ احتياج به اينكه شهوات خودش را بشكند ندارد؟ احتياج به اينكه اراده عقلانى و انسانى خودش را تقويت كند ندارد؟ همه چيز را بايد از دريچه كار ببينيم و كار فقط؟!

اينهاست كه ما نامش را افراط يا جهالت مى گذاريم. اين جور دخل و تصرف هاست كه بايد جلو آن گرفته بشود.

کتاب (اسلام و نیازهای زمان)

مجموعه آثاراستادشهيدمطهرى    ج 21   ص : 64