صد دقیقه تا بهشت (7)
42 بازدید
موضوع: رجال و تراجم

به یار دیرین که رسید انگار به بهشت رسیده باشد؛

گفت :امشب نماز به امامت شما!
گفت:نماز منشکسته است،مسافرم.
با خنده گفت:ماکه نماز مغرب‌مان را شکسته نمی‌خوانیم.
هردو خندیدند.
مغرب، موسی صدر امام بود و عشاء بهشتی.
آخر هم هر دو به هم اقتدا کردند.
شاید بهشتی منتظر باشد؛ شاید....

کتاب (صد دقیقه تا بهشت)