صد دقیقه تا بهشت (13)
48 بازدید
موضوع: رجال و تراجم

صبح بود، یک اتوبوس آدم پیاده شدند جلوی خانه بهشتی؛

یک نگاه کردند و دوباره سوار شدند و رفتند. 

دعوا شده بود، یکی گفته بود "خونه بهشتی کاخه"

یکی دیگر گفته بود "هشت طبقه است"

راننده، بهشتی را می شناخت؛ همه را آورده بود جلوی خانه.

گفته بود "حالا ببینید و قضاوت کنید."

کتاب (صد دقیقه تا بهشت)